تو را به حرمت دستهای نیازم

تو را به حرمت رازهای نیازم

تو را به حرمت هر چه اشک است و آه

تو را به مقدس ترین جرعه ای از نور ماه

تو ای آسمانی ترین آسمان!

تو ای یادمان ترین یادمان!

تو ای چشمه ساز خروشان مهر

بنوشان مرا جرعه ای از سر

بنوشان و سیراب کن این دلم

که من جرعه نوش همین منزلم

بده را هستی ام اندر اوست

همان جرعه که ماه یدا در اوست

 


 

نوشته شده توسط نسیبه در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 23:13 موضوع | لینک ثابت